X
تبلیغات
صرفا جهت روکم کنی!
تبليغات
لینک به ما
لينك دوستان
امكانات

RSS 2.0

آمار و اسکریپت ها
موضوع : ساعت : 16:37
معرفی استادان محترم سوم تجربی:

۱-مهارت تشخیص آبزیان روی زمین توسط کارشناس محترم مهساخانوم

۲- مهارت اعصاب خورد کنی توسط استاد رقیه(نویسنده کتاب ضایع شدی سوت بزن)

۳- مهارت انداختن پارازیت توسط دکتر سارا

۴- مهارت حس گیری اتوماتیک توسط کارشناس محترم سما خانوم

۵- مهارت خنده وشاد باش توسط استاد گرامی شقایق

۶- مهارت آخوندی وملایی توسط خواهر مریم (مشاور  بخش گریه در فیلم های هندی)

۷- مهارت نجات دادن بچه های کلاس توسط استادان گرامی سارا(۲)وآیسان(۲)  *داوطلبان پای تخته*

۸- مهارت ریلکسی وخواب آلودگی توسط پروفسور یلدا

۹- مهارت خنده های عجیب توسط استاد ساناز(فاطمه)

۱۰- مهارت خرشانسی وروحیه خشونت طلبی توسط دکتر آیسان(۱)

۱۱- مهارت بدن سازی و وزنه برداری توسط استاد گل آرا

۱۲- مهارت هکری وترفندهای عجیب کامپیوتر توسط دکتر شبنم

۱۳- مهارت جیغ کشیدن وایجاد سکوت در کلاس توسط مهسا(۲)

۱۴- مهارت اضطراب و نگرانی توسط استاد گلسا

 ۱۵- مهارت گفتن ((چند لحظه)) توسط استاد رویا

۱۶- مهارت دوی تکلم توسط استاد الناز

۱۷- مهارت روانشناسی و رومانتیک بودن توسط استاد دنیز

۱۸- مهارت خودشیرینی وحرف زدن کتابی از نوع دیوان حافظ توسط ادیب بزرگ پریا

۱۹-مهارت تب کردن وخواب آلودگی وخستگی توسط استاد پونه

۲۰-مهارت خندیدن مانند شکل مقابل دقیقا کپی برابر اصل توسط استاد نسترن

۲۱- مهارت صبر وتحمل رقیه(استاد شماره ۲) توسط استاد مریم

۲۲-مهارت مجسمه شدن توسط پروفسور رقیه

 

نویسندگان وبلاگ:     آیسان۱   و    گل آرا     و   شبنم   

 

 

 

 

 

 

نویسنده : barobax تاریخ : یکشنبه پنجم دی 1389 |
موضوع : ساعت : 14:43


ترم اول(ترم جو گیری): الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا
خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی
تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن -
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده

ترم 2(ترم عاشق شدگی): آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم
درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با
تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.
کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم.امروز یک ساعت پشت پنجره
کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم..


ترم 3(ترم افسردگی): الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون
افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان
من این زندگی رو نمی خوام.....

ترم 4(ترم زرنگ شدگی): الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟
نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من
پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم. پیرزن دلش تنگ
شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا
ساعت 11 میبینمت

ترم5 (ترم مشروطه گی): الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره
بهم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو
آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم
نمیاد ....قول میدم جبران کنم...

ترم 6(ترم ولخرجیدگی) : الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز
پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!


ترم7 (ترم پاتوقیده گی): خودتون دیگه میفهمین

ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی): الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا.

این نیز بگذرد............


ino az bloge yeki az bacheha vardashtam hal mikonin che bahale?

نویسنده : barobax تاریخ : پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 |
موضوع : ساعت : 22:10

سلام به همگی

بعد از مدت ها بالاخره اومدیم بر عکس رفتنمون که خاموش بود بر گشتمون خیلی نورانی میشه....

میدونم دلتون واسمون یه ذره شده بود ولی بی خبر از این بودین که دنباله....بی خیال

اگه می خواین حال کنین با ما باشین

نویسنده : barobax تاریخ : پنجشنبه چهارم اسفند 1390 |
موضوع : ساعت : 14:56

حسنی نگو جوون بگو

علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه

نه سیما جون ،نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون

هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ

نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟

نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!

نه نمی دم نه نمی دم



گل پری جون با زانتیا

ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟

دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی

گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!

نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟

واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟

نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه



در واشد و پریچه

با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟

مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد توو کوچه را

داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا

دختر ریزه میزه

حسابی فرز وتیزه

اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه



نازی اومد از استخر

تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم

میای بریم کافی شاپ؟

نه جانم

چرا نمی ای ؟

واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب

اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه



حسنی یهو مثه جت

رسید به یک کافی نت

ان شد ورفت تو چت رووم

گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟

چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی

علافی کرد وبازی

خوشحال وشادمونه

رفت ورسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟

اره می خوام اره میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟

اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو

یه خورده ابروهاشو

درست وراست وریس کرد

رفت و توو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت وشاد شد

زی ذی شد و دوماد شد

نویسنده : barobax تاریخ : یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 |


  • ایران آی تی
  • معنوی